خودمو زدم به بی خیالی یا نمیدونم کوچه علی چپ!
نه پایان نامه ای مینویسم و نه هیچی!
تازه امشب به زور چارتا مقاله از پ ی اف تبدیل به ورد کردم اون هم به زورِ ایبو!
تو هم که اصلا نیم مثقال تحویلم نگرفتی. چکارت کنم؟ برای من همین بس که خدام
این ینده سراپا تقصیرشو خودش تحویلش بگیره. . .
چقدر دوست داشتم پاییزی یا زمستونی میدیدمت اما تو نخواستی یا نشد یا خودم نخواستم
رو نمیدونم. شایدم خدا نخواست. آخه تازه با هزار زحمت تونستم جای زخم روی قلبمو التیام بدم.
اون هم فقط یه ذره ولی کاش بدونی دوستت دارم هنوز هم...
برای زخم من هیچکدامِ این حرفها مرهم نمیشوند.
یا صاحب الزمان اغثنی...
ما را در سایت یا صاحب الزمان اغثنی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 124