بازم صبحونه رفتیم بیرون. هتل پارس با آبجی کوچیکه و زهره. انتظار بیشتری از کیفیتش میرفت. نمیدونم چرا فکر میکنه بهم خوش نمیگذره باهاشون. رفتارم حتما غلط اندازه. چقدر من پسرفت داشتم پس...علائم پیریه حتما. آبجی کوچیکه اومد ناهارشو خورد و رفت سر قرارش. این از توی آدم و حوا پیدا شده. فقط هم خداس که از درون انسان ها آگاهه.
دیوانه ها بازم فراخوان داده بودن امروز و فردا. بخاطر کنکور دیتاها چند ساعتی قطع بود. و اینکه امتحان سطح چهار نزدیکه و من مثه بقیه ترم ها بی تفاوت...
یا صاحب الزمان اغثنی...ما را در سایت یا صاحب الزمان اغثنی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 78