
میدونی چیهداشتم مریض میشدمداشتم میترکیدمبعد از اینکه مامان و بابا جمعه، رفتن روستا برای فاتحه خونی سر صحبت و باهات باز کردم ظهر بعد از ناهار بود فک کنم. یهو ترکیدم. من چه جوری از تو دل کندم آخهقطعا شک ندارم ذکر توسل به حضرت زهرا به دادم رسید الحمدلله و الشکر///////////یعنی تو میتونی روی یکی تاثیری بذاری که موزیکی که گوش میداده رو دیگه گوش نده؟! معمولا زنها از مردها تاثیر میپذیرن برعکسش بعید میدونم واقعا صددرصدی باشه...ببین خواهر بزرگتر خیلی تاثیر گذاریش زیاده. خیلی. تربیت اون بزرگه خیلی مهمه. چو...
ادامه مطلب
//////11:30شبحرف زدیمیعنی حرف که نمیزدیمگرفتیم برای خوابیدنچند دقیقه گذشتفهمید دارم گریه میکنمحرف زدیم اما نه مفصلحرف زدیم و زدیمفهمیدم خیلی مستقله خیییلی منه بیچاره حالا چاره چه کنم؟به من میگه تو خودتو قبول نداریترس داری و خطر نمیکنی و نکردیتوکل نمیکنی. و من گفتم تو منو به خودت وابسته کردیتو نذاشتی من مستقل باشمتو فقط فکر خودت بودی یا یه چیزی توی این مایه هاکه آخری و نمیدونم فهمیدی یا نه چون خوابیده بودی... ولی با زبون بی زبونی گفتی که دلتو برده طرفمتنفرم ازش که تو رو ازم گرفت، متنفرم ازش...متن...
ادامه مطلب